بررسی مساله شر و پاسخ های آن
29 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 1304
تعداد جلد : 1
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
مسأله شرّ از کم‏شمار مسائل فلسفى- کلامى است که گذشته از کتاب‏ها و رساله‏هاى تخصصى؛ به ‏داستان‏ها دیوان‏هاى شعر و حتى گفتگوهاى مردم پا گذاشته است. انسان همواره در پى آن است ‏که ریشه ناخوشى‏هاى خود را بیابد و آنها را برطرف کند؛ به راستى، سرچشمه شرور کجاست؟ این پرسش آن گاه پیچیده‏تر مى‏شود که با باور به خداى توانا، دانا، دادگر و خیرخواه همراه شود. در برابر این پرسش برخى وجود رنج را انکار کرده‏اند و آن را خیال باطل دانسته‏اند. فلاسفه مشاء از منظر هستى‏شناختى، کاستى و شرّ را بدون سرچشمه مى‏دانند؛ به نظر آنان، شرّ همواره نیستى‏است؛ نیستى هم علت و ریشه نمى‏خواهد، پس نباید و نمى‏توان ریشه شرّ را بجوییم. گروهى‏دیگر از اندیشمندان شرّ و کاستى را به نیروهایى جز خدا نسبت داده‏اند. برخى نیز در برابر این‏شبهه، علم یا قدرت مطلق خداوند را انکار کرده‏اند یا دادگرى و خیرخواهى او را از معنا تهى‏نموده‏اند. مومنان گاه شرور را کیفر گناهان مى‏شمرند و گاه آنها را با توجه به نتایج اخروى، خیر وخوبى مى‏دانند. متکلمان مسلمان نیز جبران این رنج‏ها را بر خدا لازم دانسته‏اند. قرآن کریم نیز هرچند در آیاتى، شرور و رنج‏ها را نتیجه کردار خود آدمى مى‏شمرد، ولى با دقت در مجموعه آیات‏قرآنى پاسخى بس ژرف‏تر مى‏توان یافت نظریه نگارنده در این نوشته چنین است که: صفات خداوند در مرحله ذات بى‏انتها و مطلق است، ولى آن گاه که این ویژگى‏ها به حوزه فعل‏وارد مى‏شود به یکدیگر کرانه مى‏گیرند. همچنین در قرآن، از میان صفات و اسماى الهى، نام "رَبّ" از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است بر اساس آیات پرشمار قرآن، در حوزه فعل، پروردگارى‏خدا بر دیگر صفاتش سایه مى‏افکند. ابزار پرورش نیز هم نعمت و خوشى است و هم سختى وناخوشى. بر این پایه، شبهه شرّ را چنین مى‏توان پاسخ داد؛ صفات علم، قدرت، عدل وخیرخواهى خداوند در حوزه ذات بى‏انتها و مطلق است، ولى این صفات آن گاه که به حوزه افعال‏وارد مى‏شوند همراه و تحت تاثیر ربوبیّت الهى عمل مى‏کنند. اعتقاد به توانایى، علم، دادگرى وخیرخواهى مطلق خدا مربوط به حوزه ذات الهى مى‏باشد؛ در حالیکه وقوع شرور، کاستى‏ها وناخوشى‏ها در حوزه فعل یا به تعبیر قرآنى- فلسفى در عالم خلق صورت مى‏گیرد، پس این دوحقیقت به دو حوزه متفاوت تعلّق دارند و تناقض و ناسازگارى بین آن دو نیست. بى‏تردید این‏شرور در متن نظم الهىِ حاکم بر آفرینش و براى تحقق تربیت آدمى، وجود پیدا مى‏کند؛ ولى هر نوع کژى و کاستى خارج از این سامانه الهى منتفى است.