مجموعه داستان نیشتر
39 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 1388
تعداد جلد : 1
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
پیامبر اکرم: قُلِ الْحَقَّ وَ اِنْ کانَ مُرّاً. حق را بگوی، اگر چه تلخ باشد. نیشتر: ابزاری مر جراحان را که بدان رگ می‌زنند و فصد می‌کنند و دمل را جهت بیرون آوردن ریم سوراخ می‌نمایند. ز سینه تا به لب، آیین نیشتر دارم حدیث از جگرپاره می کنم تفسیر خاقانی برای صحبت عالم ، درشتی‌ها بکار آید ز تن کی خون فاسد بی‌گزند نیشتر جوشد صائب لغت‌نامه دهخدا، مدخل نیشتر. می‌دانید تفاوت نیش با نیشتر چیست؟ نیش آزردن است؛ نیشتر هر چند دردناک است، ولی پرفایده... آنکه نیش می‌زند، بدطینت است و کژدم صفت؛ آن کس که نیشتر می‌زند طبیبی است مشفق.... نیش، کینه و دشمنی به بار می‌آورد؛ نیشتر، صحّت و سلامتی... نیش، زهر را به دل می‌چشاند، نیشتر سمّ را از درون بیرون می‌کشاند.... نیش، تلخ است؛ تلخی زهر نیشتر هم تلخ است؛ تلخی دارو نیشتر فصل اول آشیخ محمد حسن در نیاسر زندگی می‌کرد، معروف بود که شیخ پر و پاکیزه‌ای است؛ بالای چهل سال عمر داشت، یکی دو ساعت قبل از اذان صبح از خانه بیرون می‌آمد، توی آن تاریکی نمی‌شد قیافه‌اش را تشخیص داد ولی در نیاسر بجز آشیخ حسن کسی عمامه به سر نبود. راستی نگفتم نیاسر کجای دنیاست؟! حتماً فکر می‌کنید یک جایی توی مازندران و گیلان است! نه خیر یک دهات بزرگ نزدیک کاشان است که قدیمی‌ها به آن نیسره می‌گفتند و حالا شده نیاسر... آشیخ یک راست می‌رفت مسجد جامع؛ اگر تابستان بود، می‌رفت بالای پشت بوم و اگر زمستان بود توی شبستون مشغول نماز می‌شد. کسی اون وقت تو مسجد نبود، همه، حتی مریدهای شیخ، اون ساعت خواب بودند. شیخ یک نماز شب حسابی می‌خواند؛ هشت رکعت نافله شب، دو رکعت نماز شفع و اصل نماز شب که رکعت آخری بود و اصل رکعت آخر هم قنوتش بود. قنوت آخر را که می‌گرفت کم‌کم مردم می‌آمدند؛ اول پیرمردها و پیرزن‌ها بعد جوان‌ترها...